تبليغاتX
گروه خچار - آقای ایکس!

آقای ایکس!

چی شد که به اینجا(تیمارستان) اومدی؟... یک روز من در خانه نشسته بودم و به صدای گوشنواز جلال آقا گوش فرا می دادم، که به یکباره مغزی به فکرم رسوخ کرد. یا بهتر بگویم،فکری به مغزم نفوذ کرد. نه مغزم به فکری، نه فکرم به مغزی،فکری به مغزی،مغزی به فکری...(در این هنگام به علت قاطی کردن آقای ایکس، پرستاران با آمپولی ویژه وی را آرام کردند. ولحظاتی مصاحبه دچار خلل یا نقصان یا وقفه یا سکته یا تنفس یا...، مثل اینکه خودم هم به قدری هوای تازه احتیاج دارم) خب می گفتید: انگاربه شما الهامی شد... بله کاملا درست است. رفتم سراغ اره آهنبرتا سرسکینه را گوش تا گوش بریده، و خیالم از این بابت راحت شود. که نمی دانم چرا جواد برادر سکینه دستم را گرفت وبه اینجا آورد؟! بعد رفت. گفتم کجا می روی؟ گفت: می روم تا از بقالی سر گذر سیگار پایه بلند بخرم، برمی گردم . ولی او نامردی کرد والآن سه سال است که هنوز نیامده. راستی شما سیگار پایه بلند ندارید؟ قسم می خورم، جواد که آمد آنرا به شما پس بدهم.

خب این حرفا رو ولش کن. بگو ببینم اگه از اینجا بیرون بری چیکار می کنی؟ ...خب معلوم است می روم کاندید شورای شهرمان می شوم... که چیکار کنی؟... که خدمت کنم... به کی؟ حتما به مردم؟... نه به جلال آقا... آهان ! راستی این جلال آقا که میگی کیه؟... روم به دیوار، قرآن به میان، گلاب به رویتان، همان گاو عزیزم را می گویم... هر هر هرهر پس جلال آقا یک گاو تشریف دارن! ... بله مگر اشکالی دارد؟.... نه اصلا ولش کن. داشتی می گفتی. اگه رای بیاری براش چیکار میکنی؟... اول باید رای بیاورم، بعدا می توانم کار کنم... خب حالا فرض کن رای آوردی. از بعدش بگو... نه برادر نمی شود. فرض محال باطل است وموجب خسران خواهد شد... خب بالاخره که چی؟... رفتی سر اصل مطلب . ابتدا باید تاییدیه ام را از شورای نگهبان بگیرم... خب تو که تاییدی... نه اشتباه نکن. در همین قدم اول مشکل دارم. چون من وابسته به هیچ باند وگروهی نیستم! وبه عنوان کاندیدای مستقل قصد دارم، به میدان انتخابات بیایم. منم وجلال آقا... خب جلال آقا نظرش در مورد انتخابات چیه؟... ایشان انتخابات را تحریم کرده اند... چرا؟... چون معتقدند که انتخابات عادلانه برگزار نمی شود و در روند انتخابات اعمال نفوذ می شود. مثلا همان دوست عزیزمان رییس شورای دوم که کنار کشید. دوباره بازگشت. رفت. آمد. آمد. رفت. می رود. می آید. آی مغزم دارد می ترکد...خب خودتو کنترل کن...آهان می گفتم. یکبار رد صلاحیت شد، بعد از اینکه یک دوره عضو شورا بوده است وبعد از رایزنی های آقای ایکس دوباره تایید صلاحیت شد... این آقای ایکس کیه؟ شفاف سازی کن... آخ که اگر دستم به این ایکس نامرد می رسید. این بی معرفت همه جا هست. در هر محفلی رد پایی از خود بجا می گذارد، اما هنوز هیچکس از هویتش خبر ندارد. در جلسات جناح راست سنتی حضور دارد. در جلسات جناح چپگرا هم حضور دارد. در تمامی جلسات همه کاره است ومقصر اصلی آن نامرد است. اما آنقدر بانفوذ است که آنهایی هم که می شناسندش حاضر نیستند وی را معرفی کنند. در پشت نقاب ایکسی اش پدر صاحب بچه را درآورده است. آقای ایکس خبر داد. آقای ایکس گفت. آقای ایکس تایید کرد. آقای ایکس تمدید کرد.آقای ایکس رد کرد.آقای ایکس ...

راستی شما آقای ایکس را نمی شناسید؟

+ نوشته شده توسط میتی عره در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 5:29 |


Powered By
BLOGFA.COM