تحفته الرغوان
آن مشکوکه المعانی ، آن تحفه ارغوانی.از طایفه دوکو بارون ،داداش دو قولوی شارون .مهندس شلخت و پلخت ، قوم و خویش جوان بخت . تقسیم کننده شله و نخود چی ،از تیرو طایفه طاحونچی . پسر خواهر زن ییری ،شیخنا مهندسنا خیری .که شهرک ارغوانی واضح بود و بچه داداش صالح بود .
گویند چون صالح رحت الله علیه چشمش به جمال مهندس افتاد سیحه ای زد وسر به بیابان نهاد و مجنون شدی چنان که ترک خان و مان کردی و زندگی را ویران کردی و همسر در پی این رویداداز صالح جداشدی و به همسری شیخ میرزا فلان جوانبخت در آمدی و از این باب او را جوانبخت گویند که به ناگاه بختش جوان شدی و منزل بر ویرانه زندگی صالح نهادی و شتر صالح پیامبر را سر بریدی و تمام این رویداد از نحسی وجود همین مهندس مذکور است (غفر الله نفس الزکیه)
و از آن صالح عارف مسلک حسن نامی به جای مانده است که در کنار ثروت جوانبخت با فقر زیست و با همت خود صاحب کرامت شدی و چون نوری در وجود خود احساس نمودی گمان کردی باید برق کش شوی و اگر زمینه داشتی می فهمیدی آن نور نور معرفت بوده نه نور لامپ.
و این حکایت بدان سبب آوردم که بدانید وجود این مهندس از اوان تولد باعث شر بود است تفرغه و به سفارش اسلاف انگلیسی خود :
تفرقه بینداز و حکومت کن .
اما سبب ذکر نام او چیست ؟
او بخاطر نحسی از تروغبذ رانده شدی که بلای بر سر صالح آمده دیگران را گریبان گیر نشود اما پس از سالها دوباره با مکری دیگر به تروغبذ امدی و آن به نیت تبدیل تروغبذ به فلسطین بودی . چرا که با تصاحب اراضی بلندیهای جولان طرقدر قصد تاسیس شهرک داشتی که صهیونیستهای مشهد را جهت عیاشی به تروغبذ روانه کنی و با گردن کلفتی حق مردم را ندهی و اگر مردم دم زدندی هر آنچه طرح بودی به شاندیز روانه کنی و سهمیه نان مردم را قطع کنی و هزار بلای دیگر بر سر انان اوری بدتر از اسرائیل .
وچون از نبرد رویاروی طرفی نبستی با مکر نامزد شورا شدی تا کرور کرور رای دهنده از مشهد آوری وخواهر ومادر همشهریان سابق را ....
از سخنان نغز اوست:
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد رای این مردم بیچاره به من خواهد داد
باشه وقتی شهردار شدم خودم آب چالی دره رو میارم(و این سخن چند معنی دارد یک معنی دور و یک معنی نزدیک و باید شنونده عاقل باشد )
و از کرامات اوست که توانسته بین طایفه شیشه بر و یعجوج ومعجوج(اسدی ها ) ارتباط برقرار کند واین طایفه که هر دو منفور اهل شهرند امروز به دفاع از او برخواسته اند وهمه گویند تمام سیاهی در برابر تمام سپیدی ایستاده . باشد که مردم پاسخ آنان را با رای دهند .

