بگذارین حرف بزنیم، حتی اگه چاخان باشه!
شب یلدا داشتیم دروغ سر هم می کردیم،یاد خچار افتادیم،موهای سرمون سیخ شد. دیگه دروغ خناق شد وگلومون رو گرفت،دیوار شد ریخت روی سرمون،نمیشه برای شما ها خالی بست،از بس که تیز وریزبین شده اید، چه انتقادهایی که نمی کنین، چه نظر ها که نمی نویسین،آدم احساس می کنه عین پلنگ صورتی زیر زره بین شرلوک هولمز گیر کرده، دلمون تنگ شده برای اون روزای بی خیالی که واسه خودمون هر چه دلمون می خواست می نوشتیم، حالا هر کلمه ای که توی خچار میاریم یه نگاه به دوروبر می کنیم ببینیم یکی دست به کمر با شمشیر نمیاد سرمون رو ببره وبگذاره روی سینه مون،اونم به گناه دورویی،اشتباه نوشتن،ماسک زدن یا چه می دونم ادا درآوردن،بابا به خدا ما بچه های طرقبه ی خودتونیم، همونایی که هر اراجیفی به زبونشون میاد با صدای بلند جیغ می زنن، بگذارین حرف بزنیم، حتی اگه چاخان باشه!
با این وجود، از گوشه وکنار،درو همسایه، خان باجی جون، شنیدیم که از آخرین مطلب لباس شخصی بعضیا، خیله خوب، خیلیا، ناراحت شدن. به طور مثال یکی از اهالی محترم گلستان گلایه داشت که مگه تک رای دادن جنایته؟! اصلا چرا ما مردم باید به عهد وپیمان بعضیا پایبند باشیم؟ مگه اونا از تک تک ما قول گرفتن که حالا مارو بی فرهنگ قلمداد می کنین. چرا ما باید به اصولی که اعتقاد نداریم پایبند باشیم؟ اصلا یکی نمی خواد تمام جاهای خالی تعرفه رو پرکنه، تکلیف چیه؟ حق رای، یعنی همین. ما به عنوان یک شهروند حق اظهار عقیده داریم، اون طور که خودمون صلاح بدونیم. دوستان و همولایتی های عزیز! ما هم با شما هم عقیده ایم. ومطلب اخیر لباس شخصی رو به دور از اخلاق رسانه ای وقدری منفعلانه می دونیم و مراتب اعتراض خود را همصدا با شما خوانندگان گرامی، از اقدام اخیر وی ابراز می داریم. از تمامی اهالی محترم گلستان وهکذا طرقبه عذرخواهی می کنیم. چراکه صرفا فرهنگ در انحصار ویلاشهری های محترم نیست واصولا اون ها هم هیچگاه انحصارطلب نبودن. با این وجود، بگذارین حرف بزنیم، حتی اگه چاخان باشه!
با تقدیم احترام: اس اس میشلعون_ حسن کرواتی_ میتی عره

