تبليغاتX
گروه خچار - تذکره رجال تروغبذ(3)

تحفه بزه چرغدنه

خلاصه الرجال بالا ،محصول نوبرانه حسینیه علیا . بدر الدجا .خوشگل بابا . نماینده همیشگی راستیان و افراطیان مولانا شیخ حسین جمشیدیان که ریش سفید جوان بود و از تبار عارفان بود و عرفانش چنان مجسم بود که زیر آب هر آن کس را که زدی در دم جان به جان آفرین تسلیم نمودی و قید کار وکسب را زدی و از ایالت تروغبز گریختی وبه دیار دیگر اندر شدی و از همین باب مدتی به شغل شریف زیر آب زنی در اداره آموزش و پرورش تروغبز مشغول بودی و در مکتب حراست هر آنکس را توانستی ترتیب دادی و خواهر مادر به عزا نشاندی .

وچون در مکتب خانه ها کسی نماند که زیر آبش نخورده باشد قصد شورای شهر کردی و در تمام دوران سنه حضور در شورا در باب خرج بیت المال در راه اعتلای هیئت زورماندگان و هیئات خاص و خواص همه را به گا دادی و از اعقاب و انصاب هر که بیکار و بی عار مانده بودی در ان میدان به کار گماشتی و چون به مذاقش خوش آمد باز هم میل کردی و سرودی :

میخوام برم شورای شهر شورای شهر خیلی قشنگه

هی بچاپم صب تا سحر صبح سحر خیلی قشنگه

این تصنیف هم از اوست :

دلم میخواد به شهرداری برگردم به ارث خوب پدری برگردم

بازم توی بزه چرقدنه بلبله چه چه بزنه

بگم همش مال منه مال من و مهر زنه

دلم میخواد به شهر داری برگردم به ارث خوب پدری برگردم

گویند چون با شیخ پورمحمود بنشستی بسیار از او بو واگرفتی و اخلاق شیخان در او اثر کردی و صبح تا شب روضه خواندی و اشک خلایق در آوردی و چون شیخ سابق الذکر تجدید فراش کردی وی را از خود راندی به نامردی و برادرانه از او خواستی کو انصراف دهاد و بیش از آن آبروی و زیر خود مریزاد .و این کلمه قصار از اوست که :

سید قربون جدت برم . تو دیگه تاریخ مصرفت تموم شده .برو کنار بزار باد بییاد .

وازهمو است با لهجه ای دیگر :

سید یره چکار کردی ؟یک تیکیم بری ما پیدا مکردی . چقدر تنها خوری .بیشین یره سنت پیغمبر چییه ؟ملت ترتیبته مدن .

از کرامات و کلمات قصار اوست :

بیت برره ای

مرا شیخ ملنگی یار بیدی وبا اویم هزاران کار بیدی

ولی امروز او را راندم از خود سیاست بیدی و اجبار بیدی

+ نوشته شده توسط لباس شخصی در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 9:19 |